هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌پردازد. شاعر از درد عشق، اسارت در زنجیر آن، و بی‌تأثیری گریه‌ها و تلاش‌هایش سخن می‌گوید. همچنین، به قدرت عشق در تغییر شرایط و تعمیر ویرانه‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، تقدیر و نقش آن در زندگی انسان مورد تأکید قرار می‌گیرد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها مناسب نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اسارت نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۰۲ - گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد

گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد
سر کشیدم، گردنم تا پای در زنجیر شد ۱

کاوکاو چشمه اندازد ز صافی آب را
آنقدر در گریه کوشیدم که بی‌تاثیر شد ۲

از خدنگ عشق، پیکانی که شد در سینه جمع
کوهکن را تیشه گردید و مرا زنجیر شد ۳

ذوق تنهایی و دام غم چه می‌پرسی که چیست
عندلیبی را که با گل در گلستان پیر شد ۴

گرچه عمری کرد تدبیر رهایی از غمش
عشق چون آمد، خرد شرمنده تدبیر شد ۵

عشق چون قایم شود راحت کند آزار را
آنچه در پیمانه‌ام خون بود اکنون شیر شد ۶

چون بنای دوستی هرگز نمی‌گردد خراب
عشق هر ویرانه‌ای را کز پی تعمیر شد ۷

دیدن روی جوانان چشم روشن می‌کند
دیده یعقوب در هجران یوسف پیر شد ۸

تیر عشقت از دل قدسی نشد هرگز خطا
رد نگردد هرچه از روز ازل تقدیر شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.