هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به زیباییهای عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از حیرت عشق، تیرهای دلآزرده، حسرت دیدار و طعنههای عشق بتان سخن میگوید. همچنین، اشارهای به داستان شیخ صنعان و عشق او به ترسا دارد و از غمزههای زیبا و آفتابگونه سخن میراند. در پایان، از بیتوجهی به بیمار عاشق گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند داستان شیخ صنعان و ترسا نیاز به پیشزمینه فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۲۲۸ - نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
دل چه باشد تیر عشق از سنگ خارا بگذرد ۱
خنجر ناز تو در دل حسرت دیدار را
خون کند، تا بر لبم حرف تمنا بگذرد ۲
چند بر ما طعنه عشق بتان ای شیخ شهر
شیخ صنعان را بگو کز عشق ترسا بگذرد ۳
دورباش غمزه را نازم، کزان کو آفتاب
دیده را بر پشت پا دوزد چو زانجا بگذرد ۴
دیدن قدسی چنین بیمار و ناپرسیدنش
از تو این بد مینماید ورنه بر ما بگذرد ۵
دل چه باشد تیر عشق از سنگ خارا بگذرد ۱
خنجر ناز تو در دل حسرت دیدار را
خون کند، تا بر لبم حرف تمنا بگذرد ۲
چند بر ما طعنه عشق بتان ای شیخ شهر
شیخ صنعان را بگو کز عشق ترسا بگذرد ۳
دورباش غمزه را نازم، کزان کو آفتاب
دیده را بر پشت پا دوزد چو زانجا بگذرد ۴
دیدن قدسی چنین بیمار و ناپرسیدنش
از تو این بد مینماید ورنه بر ما بگذرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - من و آیینه حسنی که تابش را بسوزاند
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - نالهای کردم، خروش اهل شیون تازه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.