هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از مرگ در راه عشق و فداکاری برای معشوق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق حقیقی فراتر از کفر و دین است و تنها کسانی که غیرت عشق دارند، اینگونه میمیرند. همچنین، اشارهای به رهایی از پرسش روز جزا با داغ بندگی عشق دارد و تأکید میکند که عشق مانند شعلهای است که از باد نمیترسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و فداکاری ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۳۱ - اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
کسی که غیرت عشقش بود، چنین میرد ۱
ز شوق آنکه شود خاکروب این درگاه
فرشته از فلک آید که بر زمین میرد ۲
صبا بگو به ملامتگران که شعله عشق
چراغ نیست که از باد آستین میرد ۳
کسی ز پرسش روز جزا بود آزاد
که داغ بندگی عشق بر جبین میرد ۴
نسیم گلشن غم، روزی مشام کسیست
که گر نشاط بگیرد جهان، حزین میرد ۵
کسی که زخم تیغ بتان بود، شرط است
که پیش از آنکه اجل خیزد از کمین میرد ۶
ازان نمینهد آن مه قدم به بالینم
که دل به حسرت دیدار واپسین میرد ۷
ز حسرت گل روی بتان، دل قدسی
رود به گلشن و در پای یاسمین میرد ۸
کسی که غیرت عشقش بود، چنین میرد ۱
ز شوق آنکه شود خاکروب این درگاه
فرشته از فلک آید که بر زمین میرد ۲
صبا بگو به ملامتگران که شعله عشق
چراغ نیست که از باد آستین میرد ۳
کسی ز پرسش روز جزا بود آزاد
که داغ بندگی عشق بر جبین میرد ۴
نسیم گلشن غم، روزی مشام کسیست
که گر نشاط بگیرد جهان، حزین میرد ۵
کسی که زخم تیغ بتان بود، شرط است
که پیش از آنکه اجل خیزد از کمین میرد ۶
ازان نمینهد آن مه قدم به بالینم
که دل به حسرت دیدار واپسین میرد ۷
ز حسرت گل روی بتان، دل قدسی
رود به گلشن و در پای یاسمین میرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماند
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.