هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر است که با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند افغان عالم، طوفان، پروانه و چراغ، باران، و سیل اشک، به توصیف حالتهای عاطفی خود میپردازد. شاعر از غم و اندوه خود سخن میگوید و تأثیر آن را بر جهان اطرافش نشان میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۲۳۳ - گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان میشود
گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان میشود
گر کنم دور آستین از دیده، طوفان میشود ۱
پنبه برخواهم گرفت از داغهای خویشتن
مژده ده پروانه را کامشب چراغان میشود ۲
تا مباد از پیش من بر هم خورد بازار ابر
گریه کمتر میکنم روزی که باران میشود ۳
تا به کام دل درم من هم گریبانی چو شمع
تا به عطف دامن از چشمم گریبان میشود ۴
چون زلیخا قدر یوسف را چه میداند کسی
گر خریدار او نباشد مصر کنعان میشود ۵
سیل اشکم خشت دیگر بر زمین افکند، ازان
هر خراب، آباد و هر آباد، ویران میشود ۶
صد دل آشفته قدسی میخورد بر یکدگر
تا به امداد صبا، زلفی پریشان میشود ۷
گر کنم دور آستین از دیده، طوفان میشود ۱
پنبه برخواهم گرفت از داغهای خویشتن
مژده ده پروانه را کامشب چراغان میشود ۲
تا مباد از پیش من بر هم خورد بازار ابر
گریه کمتر میکنم روزی که باران میشود ۳
تا به کام دل درم من هم گریبانی چو شمع
تا به عطف دامن از چشمم گریبان میشود ۴
چون زلیخا قدر یوسف را چه میداند کسی
گر خریدار او نباشد مصر کنعان میشود ۵
سیل اشکم خشت دیگر بر زمین افکند، ازان
هر خراب، آباد و هر آباد، ویران میشود ۶
صد دل آشفته قدسی میخورد بر یکدگر
تا به امداد صبا، زلفی پریشان میشود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - کی دواجو بود آن دل که ز دردش دم زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.