هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر با یادآوری معشوق، خود را در آغوش طبیعت می‌یابد و درد عشق را بر درمان ترجیح می‌دهد. او از کفر و دین می‌گذرد و تنها به دیدار یار می‌اندیشد. بی‌تابی و اشتیاق او چنان است که حتی یک نفس بی‌یار، مانند برق الماس در سینه‌اش می‌درخشد. شاعر از امید و حرمان می‌گوید و بخت بد را عامل دوری از معشوق می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و دین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۴۲ - یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد

یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد
لذت درد تو آسوده ز درمانم کرد ۱

کفر و دین باختم از نیم‌نظر بر رخ دوست
دیده رسواشده گبر و مسلمانم کرد ۲

نفسی بی تو گر از سینه تنگم سر زد
برق الماس شد و سر به گریبانم کرد ۳

چون صبا، سنبل امید در آغوشم بود
بخت بد شانه‌کش طره حرمانم کرد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.