هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر دلدادگی و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. او از عشق بیپایان، امید به وصال، رنج فراق و تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان سخن میگوید. همچنین، مضامینی مانند تقدیر، صبر و امید در برابر مشکلات و زیباییهای عشق در این شعر به چشم میخورد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارند.
شماره ۲۴۴ - چشمی که با غبار درت آشنا شود
چشمی که با غبار درت آشنا شود
دیگر چو نقش پا، کی ازین در جدا شود؟ ۱
بر لب شکسته میگذرد حرف توبهام
چون کودکی که نو به سخن آشنا شود ۲
آن طالعم کجاست که افتد به کار من
هر عقدهای که از سر زلف تو وا شود ۳
چون صبح، یابد از نفسش نور، عالمی
هر ذره را که مهر تو در سینه جا شود ۴
کی میرود خیال تو از دیدهام برون
در خاک، استخوانم اگر توتیا شود ۵
دست امید، باز ندارم ز دامنت
پیراهن امید، مرا گر قبا شود ۶
هر سرمهای که آن نه ز خاک درت بود
در دیده جا ندارد اگر توتیا شود ۷
زنهار فردباش، که خواری نمیکشد
هر قطره کز محیط، چو گوهر جدا شود ۸
هر دم به یاد تیر تو آهی ز دل کشم
تا جای تیر تو به دل تنگ وا شود ۹
از بیتعلقی چه عجب آب دیدهام
گر قطرهقطره چون گوهر از هم جدا شود ۱۰
بخت سیاه، بر سر قدسی ز یمن عشق
شاید که رشک سایه بال هما شود ۱۱
دیگر چو نقش پا، کی ازین در جدا شود؟ ۱
بر لب شکسته میگذرد حرف توبهام
چون کودکی که نو به سخن آشنا شود ۲
آن طالعم کجاست که افتد به کار من
هر عقدهای که از سر زلف تو وا شود ۳
چون صبح، یابد از نفسش نور، عالمی
هر ذره را که مهر تو در سینه جا شود ۴
کی میرود خیال تو از دیدهام برون
در خاک، استخوانم اگر توتیا شود ۵
دست امید، باز ندارم ز دامنت
پیراهن امید، مرا گر قبا شود ۶
هر سرمهای که آن نه ز خاک درت بود
در دیده جا ندارد اگر توتیا شود ۷
زنهار فردباش، که خواری نمیکشد
هر قطره کز محیط، چو گوهر جدا شود ۸
هر دم به یاد تیر تو آهی ز دل کشم
تا جای تیر تو به دل تنگ وا شود ۹
از بیتعلقی چه عجب آب دیدهام
گر قطرهقطره چون گوهر از هم جدا شود ۱۰
بخت سیاه، بر سر قدسی ز یمن عشق
شاید که رشک سایه بال هما شود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۳ - بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۵ - مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.