هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند رنج و شادی، جفا و ستم، عشق و اشتیاق، و جستجوی روشنایی میپردازد. شاعر از تجربیات زندگی و احساسات عمیق انسانی سخن میگوید و به دنبال یافتن معنایی در میان تاریکیهاست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جفا نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۲۴۵ - مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
فسون عافیت بر دل مخوان، تا خو به غم گیرد ۱
برون آ نیمشب از خانه، تا عالم شود روشن
کسی تا کی سراغ آفتاب از صبحدم گیرد؟ ۲
جفا خواهد که از طبع تو آیین جفا جوید
ستم خواهد که از خوی تو تعلیم ستم گیرد ۳
نمیدانم که کرد این راه، سر، دانم که هر گامی
ز شوق زخم خارم، دیده پیشی بر قدم گیرد ۴
نهم بر نقش پای خویش دایم دیده در کویش
که شاید رفتهرفته دیدهام جای قدم گیرد ۵
بود کوتاه از دامان مستی دست روشندل
برآرد از دل خود زنگ، چون آیینه نم گیرد ۶
فسون عافیت بر دل مخوان، تا خو به غم گیرد ۱
برون آ نیمشب از خانه، تا عالم شود روشن
کسی تا کی سراغ آفتاب از صبحدم گیرد؟ ۲
جفا خواهد که از طبع تو آیین جفا جوید
ستم خواهد که از خوی تو تعلیم ستم گیرد ۳
نمیدانم که کرد این راه، سر، دانم که هر گامی
ز شوق زخم خارم، دیده پیشی بر قدم گیرد ۴
نهم بر نقش پای خویش دایم دیده در کویش
که شاید رفتهرفته دیدهام جای قدم گیرد ۵
بود کوتاه از دامان مستی دست روشندل
برآرد از دل خود زنگ، چون آیینه نم گیرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - چشمی که با غبار درت آشنا شود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - ما اسیران چه کسانیم، گرفتاری چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.