هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنجهای عاشقانه، و جدایی از جهان برای معشوق سخن میگوید. شاعر از بسته بودن درهای شادی، دشمنی عالم با او، و محدودیتهای imposed بر خود شکایت دارد. همچنین، اشارهای به بیتفاوتی نسبت به کفر و دین و تمرکز بر عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند کفر و دین نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.
شماره ۲۵۳ - در طرب ز ازل بر من حزین بستند
در طرب ز ازل بر من حزین بستند
گشاد نیست دری را که اینچنین بستند ۱
بریدم از همه عالم برای خاطر دوست
کمر به دشمنیام عالمی ازین بستند ۲
کف بریده ما آشکار شد، ور نه
هزار دست شکسته در آستین بستند ۳
نه کافرم، نه مسلمان، که با ترانه عشق
لبم ز زمزمه صوت کفر و دین بستند ۴
نرست شاخ گلی چون تو از زمین، هرچند
که آب چشمه خورشید بر زمین بستند ۵
چو غنچه در دل قدسی هزار جا گره است
ز هر گره که بر آن زلف عنبرین بستند ۶
گشاد نیست دری را که اینچنین بستند ۱
بریدم از همه عالم برای خاطر دوست
کمر به دشمنیام عالمی ازین بستند ۲
کف بریده ما آشکار شد، ور نه
هزار دست شکسته در آستین بستند ۳
نه کافرم، نه مسلمان، که با ترانه عشق
لبم ز زمزمه صوت کفر و دین بستند ۴
نرست شاخ گلی چون تو از زمین، هرچند
که آب چشمه خورشید بر زمین بستند ۵
چو غنچه در دل قدسی هزار جا گره است
ز هر گره که بر آن زلف عنبرین بستند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - مرا هر قطرهای کز دیده در دامن فرو ریزد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - سوای تو در سینه هر خام نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.