هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از می و لب معشوق سخن میگوید و از ناکامیهای خود در عشق شکوه میکند. او از بیتوجهی معشوق و تلاش بیثمر خود برای جلب توجه او مینالد و در نهایت، خود را با مجنون مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند مینوشی و رسوایی ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۶۰ - میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد
میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد
بی لب لعلت، می گلرنگ طعم خون دهد ۱
نقد دل آوردهام، بنما جمال خویش را
تا نبیند دلربایی چون تو، کس دل چون دهد؟ ۲
دیده گردد خشک، اگر بر داغ دل مرهم نهم
چشمه را چون لای گیرد، نم کجا بیرون دهد؟ ۳
طالع عاشق ندارد یک دعای مستجاب
چند ورد صبحگاهم زحمت گردون دهد؟ ۴
از شکاف سینه دل را میکنم از خون تهی
صبر آنم کو، که دل از دیده خون بیرون کند؟ ۵
از وصال خود مکن منعم، چه کم خواهد شدن
تشنهای را گردم آبی کس از جیحون دهد؟ ۶
همچو قدسی شهرهام در عشق لیلیطلعتان
شهرت من یاد از رسوایی مجنون دهد ۷
بی لب لعلت، می گلرنگ طعم خون دهد ۱
نقد دل آوردهام، بنما جمال خویش را
تا نبیند دلربایی چون تو، کس دل چون دهد؟ ۲
دیده گردد خشک، اگر بر داغ دل مرهم نهم
چشمه را چون لای گیرد، نم کجا بیرون دهد؟ ۳
طالع عاشق ندارد یک دعای مستجاب
چند ورد صبحگاهم زحمت گردون دهد؟ ۴
از شکاف سینه دل را میکنم از خون تهی
صبر آنم کو، که دل از دیده خون بیرون کند؟ ۵
از وصال خود مکن منعم، چه کم خواهد شدن
تشنهای را گردم آبی کس از جیحون دهد؟ ۶
همچو قدسی شهرهام در عشق لیلیطلعتان
شهرت من یاد از رسوایی مجنون دهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - دلم ز کعبه نه محمل نشسته میآید
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.