هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و از مفاهیمی مانند سرکشی، ناکامی، و ناامیدی در عشق استفاده میکند. شاعر از چهره برافروخته، شعله سرکش، و داغ دل سخن میگوید و به ناتوانی در یادگیری از تجربیات گذشته اشاره دارد. همچنین، انتقادی از نادانی و سطحینگری انسانها دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخبینیهای شاعر نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۲۶۴ - در آتشم از چهره برافروختهای چند
در آتشم از چهره برافروختهای چند
چون شعله ز هم سرکشی آموختهای چند ۱
روشن نشود بخت ز جمعیت داغش
در سینه دلم ساخته با سوختهای چند ۲
ریزند به سر خاک، پی صید ضعیفی
چون دام به هم، چشم تهی دوختهای چند ۳
چون جلد کتابند، بغل کرده پر اجزا
یک حرف ز صد سطر نیاموختهای چند ۴
قدسی مکن از اهل زمان شکوه، چه داری
چشم خوشی از ناخوشی آموختهای چند؟ ۵
چون شعله ز هم سرکشی آموختهای چند ۱
روشن نشود بخت ز جمعیت داغش
در سینه دلم ساخته با سوختهای چند ۲
ریزند به سر خاک، پی صید ضعیفی
چون دام به هم، چشم تهی دوختهای چند ۳
چون جلد کتابند، بغل کرده پر اجزا
یک حرف ز صد سطر نیاموختهای چند ۴
قدسی مکن از اهل زمان شکوه، چه داری
چشم خوشی از ناخوشی آموختهای چند؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - گر دل به المهای تو منسوب نباشد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.