هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد و رنج عشق، جدایی و سرگردانی سخن می‌گوید. شاعر از اشک‌ها، دریا، آینه و عناصر طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم فلسفی و انتقاد از واعظان دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۲۶۵ - دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟

دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
دیده نگذاشت که نم در جگر ما باشد ۱

برنیاورد سر از موج سرشکم گردون
این گهر چند گره در دل دریا باشد؟ ۲

رشته‌ای را که در آن گوهر اشکی نکشند
بگسلانش، همه گر عقد ثریا باشد ۳

در نظر، آینه مهر، صبوحی زن را
کی به کیفیت آیینه مینا باشد؟ ۴

عشق در بادیه‌ای ساخته سرگردانم
که در آن، ریگ روان، آبله پا باشد ۵

نزنم دست در آن کار که بر هم زده نیست
شانه را گیسوی ژولیده تمنا باشد ۶

کار قدسی به خدا باز گذار ای واعظ
جنگت امروز چرا بر سر فردا باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۴ - در آتشم از چهره برافروخته‌ای چند
گوهر بعدی:شماره ۲۶۶ - زخم خار آرزوی آبله پا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.