هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید، بهگونهای که جز او هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. او از غم و اندوه خود میگوید و اینکه تنها عبادتاش سجده به ابروی معشوق است. همچنین، شاعر از بیخوابی و سودای دل خود سخن میگوید و اینکه نصیحت دیگران برایش بیاثر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۷۶ - با یارم و در دفع غم اسباب ندارم
با یارم و در دفع غم اسباب ندارم
در بحر چو کشتی روم و آب ندارم ۱
جز سجده ابروی توام نیست عبادت
پروای نماز و سر محراب ندارم ۲
دانسته لبم لذت خونابه کشیدن
معذورم اگر ذوق می ناب ندارم ۳
با دولت بیدار، نسازد غم جاوید
آزردگی از بخت گرانخواب ندارم ۴
سودای دلم جوش برآرد ز نصیحت
قدسی سر دلسوزی احباب ندارم ۵
در بحر چو کشتی روم و آب ندارم ۱
جز سجده ابروی توام نیست عبادت
پروای نماز و سر محراب ندارم ۲
دانسته لبم لذت خونابه کشیدن
معذورم اگر ذوق می ناب ندارم ۳
با دولت بیدار، نسازد غم جاوید
آزردگی از بخت گرانخواب ندارم ۴
سودای دلم جوش برآرد ز نصیحت
قدسی سر دلسوزی احباب ندارم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - کرده تا عشق تو چون نقش قدم پامالم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.