هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از فداکاریها و دردهای عشق، ندامت از عمری که در غم گذرانده، و وفاداری بیشائبه به معشوق صحبت میکند. همچنین، از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ندامت نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۳۹۱ - زبان گداختم و راز عشق سر کردم
زبان گداختم و راز عشق سر کردم
فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم ۱
یکیست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا
شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟ ۲
غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید
که عمر در سر افغان بیاثر کردم ۳
به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم
به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم ۴
نظر به روی گل و لالهام دریغ آید
ز دیدهای که به روی بتان نظر کردم ۵
کباب سوخته قدسی نمیدهد خوناب
علاج خون دل از آتش جگر کردم ۶
فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم ۱
یکیست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا
شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟ ۲
غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید
که عمر در سر افغان بیاثر کردم ۳
به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم
به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم ۴
نظر به روی گل و لالهام دریغ آید
ز دیدهای که به روی بتان نظر کردم ۵
کباب سوخته قدسی نمیدهد خوناب
علاج خون دل از آتش جگر کردم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - سپندوار بر آتش چو اضطراب کنم
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - چو درد عشق تو کرد آشنای خویشتنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.