هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از درد فراق و نگاه دشمنان مینالد، اما عشقش چنان عمیق است که حتی مرگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد. او از غم و شوق عشق میگوید و چگونه این احساسات بر زندگیاش تأثیر گذاشتهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و مرگ نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارند.
شماره ۴۰۴ - ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
ز بس که دشمن نظّاره پریشانم
چو شمع گشته به یک جای جمع، مژگانم ۱
نشد ز سیل سرشکم خراب، کوی بتان
امین کشتی نوحم، اگرچه طوفانم ۲
ز عشق، رابطهام نگسلد به مردن هم
گواه دعوی من بس، بقای پیمانم ۳
شدم به دوختن چاکهای سینه، رضا
که هیچکس نبرد پی به داغ پنهانم ۴
به غیر، وصل تو دیدن چنان بود دشوار
که ترک وصل نماید به غایت آسانم ۵
فراخ روزی غم را ز تنگسال چه غم؟
همیشه نعمت غم حاضرست بر خوانم ۶
چو شعله در بدنم خون همیشه میرقصد
ز شوق آنکه کند غمزه تو قربانم ۷
چنان گرفته دل همدمان ز صحبت من
که غنچه گشته، گل چیده، در گریبانم ۸
چو شمع گشته به یک جای جمع، مژگانم ۱
نشد ز سیل سرشکم خراب، کوی بتان
امین کشتی نوحم، اگرچه طوفانم ۲
ز عشق، رابطهام نگسلد به مردن هم
گواه دعوی من بس، بقای پیمانم ۳
شدم به دوختن چاکهای سینه، رضا
که هیچکس نبرد پی به داغ پنهانم ۴
به غیر، وصل تو دیدن چنان بود دشوار
که ترک وصل نماید به غایت آسانم ۵
فراخ روزی غم را ز تنگسال چه غم؟
همیشه نعمت غم حاضرست بر خوانم ۶
چو شعله در بدنم خون همیشه میرقصد
ز شوق آنکه کند غمزه تو قربانم ۷
چنان گرفته دل همدمان ز صحبت من
که غنچه گشته، گل چیده، در گریبانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - در میان بیخودی، آرامش دل یافتم
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - اگر به عشق نباشد درست، پیمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.