هوش مصنوعی:
این شعر به زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی مانند عشق، ناامیدی و امید میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف پریشان، گل و خار، باغ امید و ناله بلبل، احساسات عمیق و متناقضی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۴۲۱ - میشود هر دم پریشان زلف بر رخسار او
میشود هر دم پریشان زلف بر رخسار او
کز پریشان خاطری یادش دهد هر تار او ۱
از بیابان محبت سرسری مگذر چو باد
کز گریبان گل دمد، دامن چو گیرد خار او ۲
بر سر کویش مسیحا تن به بیماری دهد
تا کند چون ناتوانان تکیه بر دیوار او ۳
باغ امید مرا ترسم نماند میوهای
ناامیدی چند سازد رخنه در دیوار او؟ ۴
خشت خشت خانه گل را صبا بر باد داد
با وجود آنکه عمری بود خود معمار او ۵
در میان خنده، چشم گل ز شبنم شد پر آب
صبحدم چون کرد بلبل نالهای در کار او ۶
کز پریشان خاطری یادش دهد هر تار او ۱
از بیابان محبت سرسری مگذر چو باد
کز گریبان گل دمد، دامن چو گیرد خار او ۲
بر سر کویش مسیحا تن به بیماری دهد
تا کند چون ناتوانان تکیه بر دیوار او ۳
باغ امید مرا ترسم نماند میوهای
ناامیدی چند سازد رخنه در دیوار او؟ ۴
خشت خشت خانه گل را صبا بر باد داد
با وجود آنکه عمری بود خود معمار او ۵
در میان خنده، چشم گل ز شبنم شد پر آب
صبحدم چون کرد بلبل نالهای در کار او ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۰ - من نمیگویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین
گوهر بعدی:شماره ۴۲۲ - مردم ز تیرگی، نفسی بینقاب شو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.