هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از فتنهانگیزی مژگان معشوق، عشق بیقرار خود، و حرمان و اشتیاقش سخن میگوید. او از جدایی و دوری رنج میبرد و تنها تسلیش خیال معشوق است. شعر پر از تصاویر شاعرانه و احساسات شدید عاشقانه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و تصاویر شاعرانه پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۴۲۴ - فتنهای هر لحظه برمیخیزد از مژگان تو
فتنهای هر لحظه برمیخیزد از مژگان تو
آسمان از فتنه معزول است در دوران تو ۱
من که میگردم ز دور، آسوده نگذارد مرا
حال چشمت چیست یا رب پهلوی مژگان تو ۲
کی گرفتار غمت فارغ بود، در خاک هم
بگسلد پیوند جان و نگسلد پیمان تو ۳
دست من باد از گریبان پاره کردن بینصیب
گر شود کوته به صد شمشیر از دامان تو ۴
بی تو شبها سیر دلهای پریشان میکند
جز خیالت کس ندارد طاقت حرمان تو ۵
چون نسوزد استخوان من، که خون افتاده است
در میان دیده و دل بر سر پیکان تو ۶
رشک بر نظّاره میزان برم در کار عشق
این که یک چشمش بود محو و دگر حیران تو ۷
آسمان از فتنه معزول است در دوران تو ۱
من که میگردم ز دور، آسوده نگذارد مرا
حال چشمت چیست یا رب پهلوی مژگان تو ۲
کی گرفتار غمت فارغ بود، در خاک هم
بگسلد پیوند جان و نگسلد پیمان تو ۳
دست من باد از گریبان پاره کردن بینصیب
گر شود کوته به صد شمشیر از دامان تو ۴
بی تو شبها سیر دلهای پریشان میکند
جز خیالت کس ندارد طاقت حرمان تو ۵
چون نسوزد استخوان من، که خون افتاده است
در میان دیده و دل بر سر پیکان تو ۶
رشک بر نظّاره میزان برم در کار عشق
این که یک چشمش بود محو و دگر حیران تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - جان چیست کش فدا نکنم از برای تو؟
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - ..............................
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.