هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد دل و غمهای درونی خود میگوید و از کینههای مردم و نگرانیهایش سخن میراند. او عشق را تنها پناهگاه خود میداند و زاهد را به ننگ دین متهم میکند. همچنین، از زیباییهای طبیعت و عشق به معشوق سخن میگوید و خود را مانند پروانهای میداند که به آتش عشق افتاده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند کینههای مردم و نقد زاهد نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
شماره ۴۲۸ - در سینه دل غمین فتاده
در سینه دل غمین فتاده
خود گو چه کنم، چنین فتاده ۱
از کینه خلق، در هراسم
زان چین که بر آستین فتاده ۲
جز عشق بتان که گیردش دست؟
زاهد که به ننگ دین فتاده ۳
بر گرد لبت بنفشه شد سبز؟
یا مور در انگبین فتاده ۴
در کوی تو آفتاب از شوق
غش کرده و بر زمین فتاده ۵
از دولت عشق، سینه من
چون کوی تو دلنشین فتاده ۶
پروانه طبیعت است قدسی
تا بر دل آتشین فتاده ۷
خود گو چه کنم، چنین فتاده ۱
از کینه خلق، در هراسم
زان چین که بر آستین فتاده ۲
جز عشق بتان که گیردش دست؟
زاهد که به ننگ دین فتاده ۳
بر گرد لبت بنفشه شد سبز؟
یا مور در انگبین فتاده ۴
در کوی تو آفتاب از شوق
غش کرده و بر زمین فتاده ۵
از دولت عشق، سینه من
چون کوی تو دلنشین فتاده ۶
پروانه طبیعت است قدسی
تا بر دل آتشین فتاده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - خوی تو در جفا شکسته
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.