هوش مصنوعی:
شاعر بیان میکند که در جام او جایی برای طلب می نیست و بدون ترس از کسی حرف میزند. او با اشکهایش گوهری ساخته و چشمانش مانند حباب روی دریا نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'می' و 'اشک' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۸ - در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
در ساغر من مِی طلبی را جا نیست
میگویم و از هیچ کسم پروا نیست ۱
با گوهر اشک خویشتن ساختهام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست ۲
میگویم و از هیچ کسم پروا نیست ۱
با گوهر اشک خویشتن ساختهام
چشمم چو حباب بر کف دریا نیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - آن گل که وفای بلبلانش حالیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - در عشق مگو که همنفس پیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.