هوش مصنوعی: شاعر از تشنگی روحی و عطش معنوی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود آشنایی با راه‌های الهی، قادر به سیراب کردن دل خود نیست. او در جستجوی دریایی بی‌کران است و خود را در آتش عشق و تشنگی توصیف می‌کند. این متن حالتی از حیرت، عشق و فغان را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند «در آتش عشق غریقی» یا «در دریا تشنه بودن» نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مناجات ۱۴۶ - الهی مشرب می شناسم اما وا خوردن نمی یارم، دل تشنه و در آرزوی قطرهٔ میزارم سقایه

الهی مشرب می شناسم اما وا خوردن نمی یارم، دل تشنه و در آرزوی قطرهٔ میزارم سقایه مرا سیراب نکند، من در طلب دریایم، بر هزار چشمه گذر کردم تا که دریا دریابم، در آتش عشق غریقی دیدی ؟ من چنانم، در دریا تشنه ای دیدی ؟ من آنم، راست بحیرت زدهٔ مانم که دربیابانم، فریادم رس که از بلایی به فغانم.
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:مناجات ۱۴۵ - الهی پهنای عزت تو جای اشارت نگذاشت و قدم و حدانیت تو راه اضافت برداشت تا رهی گم
گوهر بعدی:مناجات ۱۴۷ - الهی غریب تو را غربت وطن است، کی هرگز به خانه رسد کسی که غربت او را وطن است.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.