هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد و از بیپناهی در برابر عشق و سودا سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و ناتوانی در توصیف آن یاد میکند و تقدیر ازلی را در این عشق مقدر میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۴۰ - طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را
طبیب شهر چه نقدیع میدهد ما را
که کس نیافت به حکمت علاج سودا را ۱
ز خاک پات گرم شتر به تیغ بردارند
نهم مرو ننهم از سر این نما را ۲
سهى قدان بهشت ار به سرو ما برسند
چو سابه در قدم او کشند بالا را ۳
ملامتم چه کنی کز ازل نگاشته اند
بنام اهل نظر نقش روی زیبا را ۴
بسی به وصف دهانت کمال موی شکافت
نیافت بکسر مو نقش این معما را ۵
که کس نیافت به حکمت علاج سودا را ۱
ز خاک پات گرم شتر به تیغ بردارند
نهم مرو ننهم از سر این نما را ۲
سهى قدان بهشت ار به سرو ما برسند
چو سابه در قدم او کشند بالا را ۳
ملامتم چه کنی کز ازل نگاشته اند
بنام اهل نظر نقش روی زیبا را ۴
بسی به وصف دهانت کمال موی شکافت
نیافت بکسر مو نقش این معما را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - طاقت درد تو زین بیش ندارم بارا
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - طریق عشق میورزی رها کن دین و دنیا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.