هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد جدایی، ناامیدی و ناراستی در عشق و زندگی سخن میگوید. شاعر از بیوفایی یار، رنجهای روحی و ناتوانی در رسیدن به آرزوها مینالد. همچنین، نگاهی انتقادی به زهد و عقل گرایی دارد و عشق را بالاتر از این مفاهیم میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از ارزشهای سنتی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه دارد.
شماره ۵۰ - یار بگزید بی وفایی را
یار بگزید بی وفایی را
رفت و ببرید آشنایی را ۱
همه غمها جدا جدا بکشم
جز غم و غصه جدایی را ۲
شنى لله مرا ز روی نکوست
من نکو می کنم گدایی را ۳
خانه را گر نبات از نو چراغ
چه کند دیده روشنایی را ۴
زاهد از شهر عشق رخ کشید
عقل بینید روستایی را ۵
بر تو از دست نارسانی ماست
که گریدیم پارسایی را ۶
گفتمش خاک راه تست کمال
گفت بگذارخودستایی را ۷
رفت و ببرید آشنایی را ۱
همه غمها جدا جدا بکشم
جز غم و غصه جدایی را ۲
شنى لله مرا ز روی نکوست
من نکو می کنم گدایی را ۳
خانه را گر نبات از نو چراغ
چه کند دیده روشنایی را ۴
زاهد از شهر عشق رخ کشید
عقل بینید روستایی را ۵
بر تو از دست نارسانی ماست
که گریدیم پارسایی را ۶
گفتمش خاک راه تست کمال
گفت بگذارخودستایی را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - آن رخ نه بینم ار نبردی زلف پر ز تاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.