هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس غربت و تنهایی خود در غربت سخن میگوید. او از درد دوری از وطن و عزیزانش مینالد و تأکید میکند که کسی حال غریبان را درک نمیکند. همچنین، از بیتوجهی دیگران به وضعیتش شکایت دارد و رنج خود را در غربت بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و بیان درد و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۵۷ - دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریب
چون کند بیچاره مسکین تن تنها غریب ۱
آرزومند دیار خویشم و باران خویش
در جهان تا چند گردم بی سر و بیپا غریب ۲
چون تو در غربت نیفتادی چه دانی حال من
محنت غربت نداند هیچکس از غریب ۳
هرگز از روی کرم روزی نپرسیدی که چیست
حال زار مستمند مانده دور از ما غریب ۴
چون درین دوران نمی افتد کسی بر حال خود
در چنین شهری که میبینی که افتد با غریب ۵
در غربی جان به سختی می دهد مسکین کمال
واغرییی واغریبی واغریبی واغریب ۶
چون کند بیچاره مسکین تن تنها غریب ۱
آرزومند دیار خویشم و باران خویش
در جهان تا چند گردم بی سر و بیپا غریب ۲
چون تو در غربت نیفتادی چه دانی حال من
محنت غربت نداند هیچکس از غریب ۳
هرگز از روی کرم روزی نپرسیدی که چیست
حال زار مستمند مانده دور از ما غریب ۴
چون درین دوران نمی افتد کسی بر حال خود
در چنین شهری که میبینی که افتد با غریب ۵
در غربی جان به سختی می دهد مسکین کمال
واغرییی واغریبی واغریبی واغریب ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - دلم از شمع رخت در تب و تابست امشب
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - دوش رسیدم به گوش از لب جانان خطاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.