هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از غزلیات شاعر است که در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات عاشقانه و روحانی استفاده شده است. شاعر از گریه، خواب، گرمی زلف، و صحبت احباب سخن میگوید و با تصاویری مانند شمع، مهتاب، و محراب، حالات عاشقانه و عرفانی خود را بیان میکند. در پایان، شاعر از کمال غزل و ارسال آن به تبریز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۸ - از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است
از گریه مرا خانه چشم آب گرفته است
وز نه ما چشم ترا خواب گرفته است ۱
دارد گرمی زلف تو پیوسته بر ابرو
گونی دلت از صحبت احباب گرفته است ۲
از بار گهر گرچه بناگوش تو آزرد
صد گوش به عذرش در سیراب گرفته است ۳
با طلعت تو شمع چه حاجت شب ما را
چون روشنی از پرتو مهتاب گرفته است ۴
چون عابد پر حیله به صد مکر و فن آن چشم
پوشیده به گوشه محراب گرفته است ۵
زاهد که بجز روزه و کنجی نگرفتی
با یاد لبت جام میناب گرفته است ۶
بفرست کمال این غزل تر سوی تبریز
چون سیل سرشکت ره سرخاب گرفته است ۷
وز نه ما چشم ترا خواب گرفته است ۱
دارد گرمی زلف تو پیوسته بر ابرو
گونی دلت از صحبت احباب گرفته است ۲
از بار گهر گرچه بناگوش تو آزرد
صد گوش به عذرش در سیراب گرفته است ۳
با طلعت تو شمع چه حاجت شب ما را
چون روشنی از پرتو مهتاب گرفته است ۴
چون عابد پر حیله به صد مکر و فن آن چشم
پوشیده به گوشه محراب گرفته است ۵
زاهد که بجز روزه و کنجی نگرفتی
با یاد لبت جام میناب گرفته است ۶
بفرست کمال این غزل تر سوی تبریز
چون سیل سرشکت ره سرخاب گرفته است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - از حال دل به دوست نه امکان گفتن است
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.