هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و توصیف میکند که چگونه وجود معشوق بر تمام عناصر اطرافش تأثیر گذاشته است. او از خیال معشوق، زیباییهایش مانند رخساره، موی زلف، و لبهایش سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند مهتاب، خون جگر، و می ناب بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
شماره ۸۰ - امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت ۱
رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع
هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت ۲
مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم
کین خانه ازو پرتو مهتاب دگر داشت ۳
هرجا دل سودا زدهای بود کشان کرد
زلفش که به هر سلسله قلاب دگر داشت ۴
در حسرت عناب لب او دل رنجور
از خون جگر شربت عناب دگر داشت ۵
تا به این گربه بدان گوش رسانند
بر هر مژه چشمم در سیراب دگر داشت ۶
دوشینه کمال از می میخانه ننوشید
کز شوق لبش ذوق می ناب دگر داشت ۷
وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت ۱
رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع
هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت ۲
مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم
کین خانه ازو پرتو مهتاب دگر داشت ۳
هرجا دل سودا زدهای بود کشان کرد
زلفش که به هر سلسله قلاب دگر داشت ۴
در حسرت عناب لب او دل رنجور
از خون جگر شربت عناب دگر داشت ۵
تا به این گربه بدان گوش رسانند
بر هر مژه چشمم در سیراب دگر داشت ۶
دوشینه کمال از می میخانه ننوشید
کز شوق لبش ذوق می ناب دگر داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - از گلستان رخت حسن بتان یک ورق است
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - ای ابتدای دردت هر درد را نهایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.