هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که بر اهمیت درد و رنج در رسیدن به لذت و حقیقت تأکید دارد. شاعر بیان میکند که بدون گذراندن سختیها، نمیتوان به وصال معشوق یا حقیقت رسید و عشق واقعی تنها در دلهای شکسته یافت میشود. همچنین، متن به مفاهیمی مانند صبر، عشق الهی، و ارزش قربانی کردن برای رسیدن به مقصود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و عرفانی ممکن است برای نوجوانان جوانتر نامفهوم یا غیرجذاب باشد.
شماره ۱۱۱ - بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت
بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت
تاجان ندهی صحبت جانان نتوان یافت ۱
هر دل نبود جای غم عشق تو کان غم
گنجیست که جز در دل ویران نتوان یافت ۲
در دامن خاری بنشینیم چو گل نیست
با درد بسازیم چو درمان نتوان یافت ۳
تا چشم تو جادو بود و خشم نو کافر
در روی زمین هیچ مسلمان نتوان یافت ۴
جان پروریی کز لب دلجوی تو دیدم
انصاف که در چشمه حیوان نتوان بافت ۵
با گرم روی واقف این راه چه خوش گفت
آهسته که این راه پر آسان نتوان یافت ۶
در بند میان از دل و جان بندگی اش
بی قرب شرف تربت سلطان نتوان یافت ۷
را برخیز کمالا تو که آن کعبه مقصود
بی آنکه کنی قطع بیابان نتوان یافت ۸
تاجان ندهی صحبت جانان نتوان یافت ۱
هر دل نبود جای غم عشق تو کان غم
گنجیست که جز در دل ویران نتوان یافت ۲
در دامن خاری بنشینیم چو گل نیست
با درد بسازیم چو درمان نتوان یافت ۳
تا چشم تو جادو بود و خشم نو کافر
در روی زمین هیچ مسلمان نتوان یافت ۴
جان پروریی کز لب دلجوی تو دیدم
انصاف که در چشمه حیوان نتوان بافت ۵
با گرم روی واقف این راه چه خوش گفت
آهسته که این راه پر آسان نتوان یافت ۶
در بند میان از دل و جان بندگی اش
بی قرب شرف تربت سلطان نتوان یافت ۷
را برخیز کمالا تو که آن کعبه مقصود
بی آنکه کنی قطع بیابان نتوان یافت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - ما بی به روی تو آهم ز ثریا بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.