هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از عشق و هجران سخن میگوید، با اشاراتی به مفاهیم صوفیانه و معنوی. شاعر از درد فراق، لحظات ناب وصال، و تسلیم در برابر عشق الهی یا انسانی میسراید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات شعر نیازمند دانش ادبی و فلسفی پایه است.
شماره ۱۱۴ - تا خیالت را دلمه منزلگه است
تا خیالت را دلمه منزلگه است
از مه تو منزل من پر مه است ۱
گر لبت بوسم ز بسمل چاره نیست
کافتتاح ملح از بسم الله است ۲
یک شبی با ما نشین کز دور عمر
یک شبی ماندست و آن هم کوته است ۳
محنت هجر تو ساعت ساعت است
دولت وصل تو ناگه ناگه است ۴
تا چه گونی حاضرم و مستمع
چاکران را گوش بر حکم شه است ۵
من به دزدی گیرم آن چاه ذقن
کانکه عقل کل ببردست آن چه است ۶
ریختی بر هر رهی خون کمال
تا نگویند این چه خون بیره است ۷
از مه تو منزل من پر مه است ۱
گر لبت بوسم ز بسمل چاره نیست
کافتتاح ملح از بسم الله است ۲
یک شبی با ما نشین کز دور عمر
یک شبی ماندست و آن هم کوته است ۳
محنت هجر تو ساعت ساعت است
دولت وصل تو ناگه ناگه است ۴
تا چه گونی حاضرم و مستمع
چاکران را گوش بر حکم شه است ۵
من به دزدی گیرم آن چاه ذقن
کانکه عقل کل ببردست آن چه است ۶
ریختی بر هر رهی خون کمال
تا نگویند این چه خون بیره است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳ - پای بوس چون منی حیف است گفتی بر زبانت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۵ - ترا با من سر باری نماندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.