هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق را با تشبیه به خورشید و ماه توصیف میکند. شاعر از عشق و درد فراق میگوید و امید به وصال را بیان میدارد. همچنین، اشارهای به رابطهٔ عاشق و معشوق و مفاهیم بلند عرفانی مانند خیال و حقیقت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهٔ عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۶۵ - رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است
رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است
پیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است ۱
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف است
وآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است ۲
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالی
اکنون امید وصلی ما را به آن خیال است ۳
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمد
آن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است ۴
درد و غمت نشاید بر ما حرام کردن
کانعام پادشاهان درویش را حلال است ۵
حد جواب سلطان نبود کمال ما را
در حضرت سلاطین رسم گدا سوال است ۶
نقشی از آن جمال است در حسن مطلع ما
خود مقطعش چه گویم در غایت کمال است ۷
پیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است ۱
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف است
وآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است ۲
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالی
اکنون امید وصلی ما را به آن خیال است ۳
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمد
آن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است ۴
درد و غمت نشاید بر ما حرام کردن
کانعام پادشاهان درویش را حلال است ۵
حد جواب سلطان نبود کمال ما را
در حضرت سلاطین رسم گدا سوال است ۶
نقشی از آن جمال است در حسن مطلع ما
خود مقطعش چه گویم در غایت کمال است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - دیده در عمری ز رویت با خیالی فائع است
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - روز گاریست که هیچ نظری با ما نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.