هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و محبت ناکام خود سخن میگوید و از این که معشوق از او دریغورزی کرده است، شکایت دارد. او از نرسیدن به وصال معشوق و محرومیت از لذتهای عاشقانه مانند بوسه و نزدیکی گلایه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۵ - ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت
ساقی لب تو این کرم از من دریغ داشت
میها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت ۱
بنمود صد گرم به حریفان هزار حیف
بوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت ۲
دی گفتمش بگز لب خود را به من بده بر
آن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت ۳
من مورم و نگین جم آن لب غریب نیست
گر خانم و نگین جم از من دریغ داشت ۴
پشت دلم چو طاق دو ابروش خم گرفت
زین غم که زلف خم به خم از من دریغ داشت ۵
ای نامه بر بیار تو باری سلام خشک
گر بار رشحه قلم از من دریغ داشت ۶
بر در خواست تا شنود آه کس کمال
بانگ کبوتر حرم از من دریغ داشت ۷
میها که داشت یک دو دم از من دریغ داشت ۱
بنمود صد گرم به حریفان هزار حیف
بوسی دو نیز بر قدم از من دریغ داشت ۲
دی گفتمش بگز لب خود را به من بده بر
آن نقل هم ز خویش و هم از من دریغ داشت ۳
من مورم و نگین جم آن لب غریب نیست
گر خانم و نگین جم از من دریغ داشت ۴
پشت دلم چو طاق دو ابروش خم گرفت
زین غم که زلف خم به خم از من دریغ داشت ۵
ای نامه بر بیار تو باری سلام خشک
گر بار رشحه قلم از من دریغ داشت ۶
بر در خواست تا شنود آه کس کمال
بانگ کبوتر حرم از من دریغ داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - زلف معشوق سرکش افتادست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - سر زلف تو دزد دل های ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.