هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق بی‌پایان، رنج‌های عاشقانه و تأثیرات عمیق عشق بر فرد سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه و عرفانی مانند فنا در عشق و از خودگذشتگی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۰۶ - غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت

غارت چشم تو ما را مفلس و بیچاره ساخت
مؤمنانرا کافری از خان و مان آواره ساخت ۱

از لب شیرین تراش بوس کردی کوه کن
گر توانستی دل بی رحم او را چاره ساخت ۲

هر چه خورد آن نوش لب خون دل فرهاد بود
حوض شیرش چون زچشم خون فشان فراره ساخت ۳

واعظ گریان چه می سازند مردم منبرت
طفلی و در گریه می باید ترا گهواره ساخت ۴

صوفیان را زد به محراب آتش و پشمینه سوخت
آنکه آن طاق دو ابروبست و آن رخساره ساخت ۵

از تماشای تو بی معنی است منع عاشقان
چون مصور صورت خوب از پی نظاره ساخت ۶

شد حمایل بکشی در گردنش دست کمال
آن حمایل را ز غیرت خواستم سی پاره ساخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - عید شد خواهیم دیدن ماه یعنی روی دوست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - غمت دارم مرا شادی همین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.