هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق یکسویه و بیپاسخ است. شاعر از عشق بینظیر خود میگوید که بدون معشوق، زندگی برایش بیمعناست و هیچ کس را یارای مقاومت در برابر جمال معشوق نیست. همچنین، او از بیفایده بودن نصیحت به فرد عاشق و بیقرار سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۲۱۱ - کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیست
کدام دل که ز عشق تو پای در گل نیست
چه جور کز تو بر آشفتگان بیدل نیست ۱
بفرقت توام از زندگی ملال گرفت
که بی وصال تو از عمر هیچ حاصل نیست ۲
حقیقت است که دارد طبیعت حیوان
کسی که روی تو دید و بطبع مایل نیست ۳
نرفت سیل سرشکم ز آستان تو دور
که رفتن از در دولت طریق سایل نیست ۴
ترا که عقل تمام است ناصحا باری
چرا نصیحت شخصی کنی که عاقل نیست ۵
کمال حسن نرا بر تو چون کنده روشن
که هیچ آینه با آن جبین مقابل نیست ۶
بغایتی برسید اتصال من با دوست
که جز کمال کسی در میانه حایل نیست ۷
چه جور کز تو بر آشفتگان بیدل نیست ۱
بفرقت توام از زندگی ملال گرفت
که بی وصال تو از عمر هیچ حاصل نیست ۲
حقیقت است که دارد طبیعت حیوان
کسی که روی تو دید و بطبع مایل نیست ۳
نرفت سیل سرشکم ز آستان تو دور
که رفتن از در دولت طریق سایل نیست ۴
ترا که عقل تمام است ناصحا باری
چرا نصیحت شخصی کنی که عاقل نیست ۵
کمال حسن نرا بر تو چون کنده روشن
که هیچ آینه با آن جبین مقابل نیست ۶
بغایتی برسید اتصال من با دوست
که جز کمال کسی در میانه حایل نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - کاف کفر ما ز طاها بر ترست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - کی چاره درد من بیچاره ندانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.