هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از عشق به معشوق، رنجهای عاشقی، و وابستگی به یار سخن میگوید. او از درد دلکردن با دوست، پروانهوار سوختن، و دشمنی مدعیان میگوید. همچنین، اشارهای به عشق الهی و قدسی دارد و از وصل و هجران معشوق سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۶ - گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است
گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است
بر شمع سوز سینه پروانه روشن است ۱
از من بگو به مدعی ای یار آشنا
من فارغم ز قصد تو چون دوست با من است ۲
آنرا که دل سوى لب او می کشد چو جام
بر سر نوشته اند که خونت بگردن است ۳
جان نگذرد ز کوی تو کان عندلیب عیب
مرغی است کش حظیرة قدسی نشیمن است ۴
آن دوستدار کز تو جدا می کند مرا
وان هم به حق صحبت دبرین که دشمن است ۵
عاشق شکسته پای نه در پیش تست و بس
هر هر جا فتد چو زلف تو مسکین فروتن است ۶
ای دل چو بشنوی خبر وصل از آن دهان
باور مکن که آن سخن نا معین است ۷
نام کمال رفت به پاکیزه دامنی
تا در غمت به خون دل آلوده دامن است ۸
بر شمع سوز سینه پروانه روشن است ۱
از من بگو به مدعی ای یار آشنا
من فارغم ز قصد تو چون دوست با من است ۲
آنرا که دل سوى لب او می کشد چو جام
بر سر نوشته اند که خونت بگردن است ۳
جان نگذرد ز کوی تو کان عندلیب عیب
مرغی است کش حظیرة قدسی نشیمن است ۴
آن دوستدار کز تو جدا می کند مرا
وان هم به حق صحبت دبرین که دشمن است ۵
عاشق شکسته پای نه در پیش تست و بس
هر هر جا فتد چو زلف تو مسکین فروتن است ۶
ای دل چو بشنوی خبر وصل از آن دهان
باور مکن که آن سخن نا معین است ۷
نام کمال رفت به پاکیزه دامنی
تا در غمت به خون دل آلوده دامن است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۵ - گر چه از باران دیده خاک آن کو پر گل است
گوهر بعدی:شماره ۲۱۷ - گر زاهد کم خواره محبت نچشیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.