هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و تأثیر آن بر وجود انسان سخن می‌گوید. عشق مانند نور تجلی می‌کند و سایه‌ها را روشن می‌سازد. ذره‌ای که خاکی است، با عشق به آفتاب شهرت می‌یابد. عقل از ویرانی خانه و مان می‌گوید، اما عشق آن را آباد می‌کند. ناز دل و چشم مست، همگی از تأثیرات عشق هستند. شمع مجلس نیز نمادی از عشق است که ابتدا می‌سوزد و سپس دور می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲۸۶ - یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت

یار نزدیک آمد و از خویش ما را دور ساخت
پرتو نور تجلی سایه ها را نور ساخت ۱

ذره را گفتم تو خاکی این چه نام و شهرت است
گفت عشق آفتابم اینچنین مشهور ساخت ۲

ظاهر و پنهان از آن کز دهان و چشم خویش
گه چو نرگس مست و گه چون غنچه ام مستور ساخت ۳

عقل گفتا خان و مانت باز ویران کرد عشق
گفتم ای نادان چه ویران این زمان معمور ساخت ۴

ناز دل جوید کباب از دیده گریان شراب
چشم را سر مست کرد و غمزه را مخمور ساخت ۵

ساخت از ب شربنی بهر شفای خستگان
طرفه شربت کآرزویش تازه را رنجور ساخت ۶

شمع مجلس بود دور از روی او گوئی کمال
کر نخستش سوخت از نزدیک و آخر دور ساخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۵ - بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۷ - دل که شد زآن زلف سودانی مزاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.