هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، درباره عشق و دلباختگی است. شاعر از درد فراق و نگاه معشوق میگوید و تأثیر عمیق عشق را بر جان و دل توصیف میکند. عناصری مانند باد، زلف پریشان، چشم یار، و ماه بهعنوان نمادهای عاشقانه بهکار رفتهاند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و استعارههای بهکار رفته در آن، به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۳۰۷ - از باد سر زلفت یک روز پریشان شد
از باد سر زلفت یک روز پریشان شد
جان و سره مسکینان در پای تو ریزان شد ۱
حال دل خود گفتم با چاره گر دردی
بیچاره به درد دل آهی زد و گریان شد ۲
چشم که رسید آیا باز این دل خرم را
کز ناوک مژگانی آزرده پیکان شد ۳
دل خواست شدن سوئی جان نیز روان با او
تا تو ز نظر رفتی هم این شد و هم آن شد ۴
باشد همگی تاوان بر چشم من گریان
هر خانه که از باران در کوی تو ویران شد ۵
آن مه که شبی دیدی در حسن تمام او را
از شرم جمال تو ماهیست که پنهان شد ۶
می گفت کمال از می دارم هوس توبه
چون دید رخ ساقی از گفته پشیمان شد ۷
جان و سره مسکینان در پای تو ریزان شد ۱
حال دل خود گفتم با چاره گر دردی
بیچاره به درد دل آهی زد و گریان شد ۲
چشم که رسید آیا باز این دل خرم را
کز ناوک مژگانی آزرده پیکان شد ۳
دل خواست شدن سوئی جان نیز روان با او
تا تو ز نظر رفتی هم این شد و هم آن شد ۴
باشد همگی تاوان بر چشم من گریان
هر خانه که از باران در کوی تو ویران شد ۵
آن مه که شبی دیدی در حسن تمام او را
از شرم جمال تو ماهیست که پنهان شد ۶
می گفت کمال از می دارم هوس توبه
چون دید رخ ساقی از گفته پشیمان شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - آهنین جانی مرا کز غصه تابی میدهد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - از پرده هرکه رویت یک روز دیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.