هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، درد و رنج عشق و جدایی را بیان می‌کند و اشاره به این دارد که حتی در سختی‌ها، امید و پاداشی وجود دارد. شاعر از عشق، رنج‌های روحی، و امید به وصال سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و امید ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۳۰۶ - آهنین جانی مرا کز غصه تابی میدهد

آهنین جانی مرا کز غصه تابی میدهد
آهن از آتش چو بیرون کرد آبی میدهد ۱

همچنین جانهای تشنه چون ز آتش مپرهند
هر یکی را دور از کوثر شرابی میدهد ۲

آنکه داغش مینهم بر سینه خود نیز حیف
رحمتی باشد گرم بهم عذابی میدهد ۳

گر چه میشده در دارالشفاء ہر من طبیب
حلقه ای چون میزنم بر در جوابی میدهد ۴

دست اگر ندهد که گیرد کس عنان آن سوار
بوسه افتان و خیزان بر در جوابی میدهد ۵

شب که گرید چشم ما فردا طمع دارد وصال
هر که آبی میدهد بهر ثوابی میدهد ۶

دیگر از شادی چه جای خواب در چشم کمال
گر شبی بختش بر آن در جای خوابی میدهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۵ - آن بار که پیوسته به ما دل نگران بود
گوهر بعدی:شماره ۳۰۷ - از باد سر زلفت یک روز پریشان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.