هوش مصنوعی: این متن شعری است که از زبان یک عاشق یا رند بیان می‌شود و به موضوعاتی مانند توبه، می‌نوشی، عشق، ریا، و انتقاد از زاهدان ظاهری می‌پردازد. شاعر از زبان پیر مغان و می‌فروشان سخن می‌گوید و به طنز و کنایه از پارسایان و زاهدان انتقاد می‌کند. همچنین، به رابطه‌ی عاشق و معشوق و دشواری‌های آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اشارات به می‌نوشی و رندی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

شماره ۳۴۴ - بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید

بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید
یعنی به می فروشان این ماجرا که گوید ۱

پیر مغان دهد می با ما و شیغ نوبه
طالب بگو ارادت زین هر دو با که گوید ۲

خود بین هنر شناسد عیب خداشناسان
امروز عیب رندان جز پارسا که گوید ۳

گر چنگ پیش ننهد پانی به دلنوازی
سوی شرابخانه ما را صلا که گوید ۴

دلبر مگر به عاشق دشنام داد ور نی
بی مرحمت کسی را چندین دعا که گوید ۵

گونی مرا رقیا هستم سنگ در او
این نام آدمی را زیبد ترا که گوید ۶

از زاهدی برندی کردی کمال توبه
جز پاکباز قادره ترک دعا که گوید ۷

بعد از تو از فرینان در قرنها ازینسان
شعر تر مخیله سر تا پا که گوید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۳ - به روی دوست که رویش بچشم من نگرید
گوهر بعدی:شماره ۳۴۵ - بکوش تا به کف آری کلید گنج وجود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.