هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از بیخوابی و دلتنگی خود میگوید و به عشق و جوانی اشاره میکند. همچنین، از بخشش و نیکی سخن میگوید و به دشمنان و غمهایشان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'کشته بیند' و 'بخون دست' ممکن است برای مخاطبان جوان تر نامناسب باشد.
شماره ۳۷۱ - جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید
جهان بخواب و دمی چشم من نیاساید
چو دل بجای نباشد چگونه خواب آید ۱
غلام نرگس دلربای خودم
که کشته بیند و بخشایشی نفرماید ۲
چو مایه هست زکاتی بده گدایان را
که نیکویی و جوانی بکس نمی باید ۳
کسی در دل شب خواب بیغمی کردست
بر آب دیده بیچارگان نبخشاید ۴
بر غم دشمن بدگو کمال دلشده را
بکش مگو که بخون دست من بیالاید ۵
چو دل بجای نباشد چگونه خواب آید ۱
غلام نرگس دلربای خودم
که کشته بیند و بخشایشی نفرماید ۲
چو مایه هست زکاتی بده گدایان را
که نیکویی و جوانی بکس نمی باید ۳
کسی در دل شب خواب بیغمی کردست
بر آب دیده بیچارگان نبخشاید ۴
بر غم دشمن بدگو کمال دلشده را
بکش مگو که بخون دست من بیالاید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۰ - جمع باش ای دل که این وقت پریشان بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۳۷۲ - بشیوه پسته و بادام تو یکی ز شکر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.