هوش مصنوعی:
این متن یک غزل عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل و جان خود و دیگران میپردازد. از چشمهای معشوق تا زلفهای او، همهچیز را به عناصر طبیعی و زیبا تشبیه کرده و از عشق و فراق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۷ - چشم تو که آرام دل خلق جهان برد
چشم تو که آرام دل خلق جهان برد
سحری است که از سیمبران نقد روان برد ۱
زلف تو که روز سهم در نظر آورد
هوش از سرو آرام و قرار از دل و جان برد ۲
بالای ترا دل بگمان سرو سهی خواند
احسنت زهی دل که چنین راست گمان برد ۳
بر لعل لبت جان ز سر شرق فشاندن
سهل است ولی زیره به کرمان نتوان برد ۴
میرفت بدریای غمش کشتی عمرم
نا عاقبت کار فراقش به کران برد ۵
گفتم که ز مسجد نروم سوی خرابات
زنجیر سر زلف توأم موی کشان برد ۶
تا زلف چو چوگان و زنار فروبست
بند کمرت گوی لطافت ز میان برد ۷
فریاد بر آمد ز همه خلق به بکبار
هر جا که دل خسته ز زلف تو فغان برد ۸
لطف غزلیات کمال است که او را
آوازه حسن تو در اطراف جهان برد ۹
سحری است که از سیمبران نقد روان برد ۱
زلف تو که روز سهم در نظر آورد
هوش از سرو آرام و قرار از دل و جان برد ۲
بالای ترا دل بگمان سرو سهی خواند
احسنت زهی دل که چنین راست گمان برد ۳
بر لعل لبت جان ز سر شرق فشاندن
سهل است ولی زیره به کرمان نتوان برد ۴
میرفت بدریای غمش کشتی عمرم
نا عاقبت کار فراقش به کران برد ۵
گفتم که ز مسجد نروم سوی خرابات
زنجیر سر زلف توأم موی کشان برد ۶
تا زلف چو چوگان و زنار فروبست
بند کمرت گوی لطافت ز میان برد ۷
فریاد بر آمد ز همه خلق به بکبار
هر جا که دل خسته ز زلف تو فغان برد ۸
لطف غزلیات کمال است که او را
آوازه حسن تو در اطراف جهان برد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۶ - چشم توأم به غمزه خونخوار می کشد
گوهر بعدی:شماره ۳۷۸ - چشم خوشت آندم که سر از خواب برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.