هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، انتظار وصال، و بیقراری دل سخن میگوید. او از نگاه معشوق، جمال بهشتی او، و نیاز به دعا برای رسیدن به آرزوهایش یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اصطلاحات و تشبیهات برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
شماره ۴۷۸ - کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
ز عشق سینه که رنجور شد شفا چه کند ۱
اگر نظر نگمارد به عاشق درویش
عتابت و کرم خویش پادشا چه کند ۲
گرفتم آن سر زلف از سنم ندارد دست
شب وصال که افتد بدست ما چه کند ۳
را چه جرم که خود می رود دل از دستم
دلی که خود رود از دست دلربا چه کند ۴
چو در بهشت نمائی جمال کو رضوان
بگو به حور که دیگر کسی ترا چه کند ۵
خیال عارض تو نیست در دل بی عشق
چنین لطیف چنان جای بی هوا چه کند ۶
دعای جان تو گفت ابرویت چو دید کمال
نیازمند به محراب جز دعا چه کند ۷
ز عشق سینه که رنجور شد شفا چه کند ۱
اگر نظر نگمارد به عاشق درویش
عتابت و کرم خویش پادشا چه کند ۲
گرفتم آن سر زلف از سنم ندارد دست
شب وصال که افتد بدست ما چه کند ۳
را چه جرم که خود می رود دل از دستم
دلی که خود رود از دست دلربا چه کند ۴
چو در بهشت نمائی جمال کو رضوان
بگو به حور که دیگر کسی ترا چه کند ۵
خیال عارض تو نیست در دل بی عشق
چنین لطیف چنان جای بی هوا چه کند ۶
دعای جان تو گفت ابرویت چو دید کمال
نیازمند به محراب جز دعا چه کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - کمترین کاری مراکز دیدۂ گریان فتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.