هوش مصنوعی:
شخصی از صاحب مطبخ حساب میخواهد، اما صاحب مطبخ به او میگوید که برخی اقلام را دیگران بردهاند. سپس شخص میپرسد دل را کجا بردهای و صاحب مطبخ پاسخ میدهد که دختر همسایه آن را برده است.
رده سنی:
همه سنین
این متن یک شعر کلاسیک با مضامین طنزآمیز و عاشقانه است که هیچ محتوای نامناسب برای گروههای سنی مختلف ندارد و میتواند برای همه قابل درک و لذتبخش باشد.
شماره ۳۵ - خواستم از صاحب مطبخ حساب
خواستم از صاحب مطبخ حساب
بره کان کشت و سه پایه را برد ۱
گفت بر رسم فداکان سود تست
حشو آن همسایه بی مایه برد ۲
پیه و کرده حاجی سقا گرفت
شیردانرا گنده پیر دایه برد ۳
گفتمش دلرا کجا بردی که نیست
گفت دلرا دختر همسایه برد ۴
بره کان کشت و سه پایه را برد ۱
گفت بر رسم فداکان سود تست
حشو آن همسایه بی مایه برد ۲
پیه و کرده حاجی سقا گرفت
شیردانرا گنده پیر دایه برد ۳
گفتمش دلرا کجا بردی که نیست
گفت دلرا دختر همسایه برد ۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۴
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - چو همدمی و مصاحب بجای چنگ ای نی
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - درسخنم کزو زنم لاف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.