هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که شب گذشته مهمان محبوبش بوده است. محبوب با ادب و تواضع عذرخواهی میکند که چیزی درخور مهمان برای عرضه ندارد. شاعر در پاسخ میگوید که همین حضور و سخن محبوب برایش کافی است.
رده سنی:
همه سنین
این متن حاوی مضامین عاشقانه و ادبی است که به زبان شعر بیان شده و هیچ محتوای نامناسبی برای گروههای سنی مختلف ندارد. درک عمیقتر آن ممکن است به دانش ادبی بیشتری نیاز داشته باشد، اما برای همه قابل فهم و لذتبردن است.
شماره ۴۳ - دوش مهمان لب جانان شدم
دوش مهمان لب جانان شدم
عذر گفت و منتم بر جان نهاد ۱
کامشبم چیزی چنان در خورد نیست
تا توان پیش چنین مهمان نهاد ۲
گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت
هیچ پیش مهمان نتوان نهاد ۳
عذر گفت و منتم بر جان نهاد ۱
کامشبم چیزی چنان در خورد نیست
تا توان پیش چنین مهمان نهاد ۲
گفتم آن نقل دهان بس نیست گفت
هیچ پیش مهمان نتوان نهاد ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - دو کمالند در جهان مشهور
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - ز شعر خویش جز وی و کلاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.