هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد فراق و عشق نافرجام است. شاعر از دلسوختگی، آرزوهای بربادرفته و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن میگوید. او با تصاویری مانند مجنون و کعبه، عمق احساسات خود را نشان میدهد و در نهایت به قضا و قدر تسلیم میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر قضا و قدر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۲ - ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
ای خوش آن روز که دل به هر غمت جایی داشت
سر سودازده با مهر تو سودایی است ۱
هر چه سوز دلم از درد فراقت غم نیست
کاشکی شام غمت و عده فردایی داشت ۲
گفت از دامن مقصود مکش دست ای کاش
دل شوریده من تاب و توانای داشت ۳
خانه بر دوش کسی یاد ندارد چون من
باز مجنون به جهان گوشه صحرایی داشت ۴
هر کجا رفتم اگر کعبه و گر بتکده بود
دیدم از زلف تو یک سلسله برپایی داشت ۵
روز و شب در قفس سینه دلم ناله کند
آه اگر رخنه از بهر تماشایی داشت ۶
کور خوانده است مراز اهد مغرور ای کاش
سود خود دیدی اگر دیده بینایی داشت ۷
هر قدم در ره عشقت که نهادم دیدم
خسته و مانده چه من آبله برپایی داشت ۸
عاقبت دست تقاضای قضا برهم زد
هر کجا دید کسی عیش مهیایی داشت ۹
(صامتا) هر که من و عیش مرا دید به خویش
گفت ای کسی که جا بر لب دریایی داشت ۱۰
سر سودازده با مهر تو سودایی است ۱
هر چه سوز دلم از درد فراقت غم نیست
کاشکی شام غمت و عده فردایی داشت ۲
گفت از دامن مقصود مکش دست ای کاش
دل شوریده من تاب و توانای داشت ۳
خانه بر دوش کسی یاد ندارد چون من
باز مجنون به جهان گوشه صحرایی داشت ۴
هر کجا رفتم اگر کعبه و گر بتکده بود
دیدم از زلف تو یک سلسله برپایی داشت ۵
روز و شب در قفس سینه دلم ناله کند
آه اگر رخنه از بهر تماشایی داشت ۶
کور خوانده است مراز اهد مغرور ای کاش
سود خود دیدی اگر دیده بینایی داشت ۷
هر قدم در ره عشقت که نهادم دیدم
خسته و مانده چه من آبله برپایی داشت ۸
عاقبت دست تقاضای قضا برهم زد
هر کجا دید کسی عیش مهیایی داشت ۹
(صامتا) هر که من و عیش مرا دید به خویش
گفت ای کسی که جا بر لب دریایی داشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - کنون کافتاد دور حسین با این زلف و چوگانها
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - به دامنم نبود گر دل فکار منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.