هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر درد هجران، اشتیاق به وصال معشوق و انتقاد از دوستان ناسپاس و افراد بیکار است. شاعر از عشق، رنجهای آن و ضرورت تلاش برای رسیدن به وصال سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با درک بالاتر از ادبیات و احساسات پیچیده است.
شماره ۵۱ - دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار میخواهد
دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار میخواهد
ز تیغ بیدریغت سینه را افکار میخواهد ۱
نمیخواهم که داغ عارضت از آب و تاب افتد
بلی بلبل همیشه رونق گلزار میخواهد ۲
چه تاثیری بود بیاشک در آه سحر گاهی
که لشکر موسم جنگ و هنر سردار میخواهد ۳
کسی کز بهر کفر و دین به ما ایراد میگیرد
بگو این گفتگوهاآدم بیکار میخواهد ۴
ز بس از دوستان رنجیده قلب زودرنج من
که دیگر راه و رسم یاری از اغیار میخواهد ۵
به محض ادعا کی حق شناسی میشود ثابت
هر آن کس را که گفتاری بود کردار میخواهد ۶
اگر (صامت) وصال یار خود را آرزو داری
بود ممکن ولیکن زحمت بسیار میخواهد ۷
ز تیغ بیدریغت سینه را افکار میخواهد ۱
نمیخواهم که داغ عارضت از آب و تاب افتد
بلی بلبل همیشه رونق گلزار میخواهد ۲
چه تاثیری بود بیاشک در آه سحر گاهی
که لشکر موسم جنگ و هنر سردار میخواهد ۳
کسی کز بهر کفر و دین به ما ایراد میگیرد
بگو این گفتگوهاآدم بیکار میخواهد ۴
ز بس از دوستان رنجیده قلب زودرنج من
که دیگر راه و رسم یاری از اغیار میخواهد ۵
به محض ادعا کی حق شناسی میشود ثابت
هر آن کس را که گفتاری بود کردار میخواهد ۶
اگر (صامت) وصال یار خود را آرزو داری
بود ممکن ولیکن زحمت بسیار میخواهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - تنک بر جان در گلو راه نفس کی میشود
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - از قفس راندی و گفتی روز که آزادی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.