هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و بیان میکند که چگونه در تماشای معشوق محو شده و از دنیا بیخبر مانده است. او از تنهایی و بیکسی در راه عشق مینالد و اشاره میکند که دیگران به سمت فنا رفتهاند، اما او به دلیل کوتهنظری در دلها مانده است.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، مانند عشق الهی، فنا، و تنهایی، برای درک و تجربهی کامل نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۶۱ - بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم
بس که در باغ رخت محو تماشا ماندیم
بیخبر از همه نیک و بد دنیا ماندیم ۱
شد تهی دایره عشق تو از بوالهوسان
ما چو پرگار بجا بر سر یک پا ماندیم ۲
بیم غرقاب نداریم که مانند حباب
از سبکباری خود بر سر دریا ماندیم ۳
بوی خیری نشنیدیم از این همسفران
ز آن برندان وطنی که و تنه ماندیم ۴
همه کس معترف قبله ابروی تو شد
ما ز بدبختی خود بر سر حاشا ماندیم ۵
کس ندانست که خاصیت گمنامی چیست
ما در این راه به همراهی عنقا ماندیم ۶
همه کس معتکف کوی فنا شد (صامت)
ما ز کوته نظری بر در دلها ماندیم ۷
بیخبر از همه نیک و بد دنیا ماندیم ۱
شد تهی دایره عشق تو از بوالهوسان
ما چو پرگار بجا بر سر یک پا ماندیم ۲
بیم غرقاب نداریم که مانند حباب
از سبکباری خود بر سر دریا ماندیم ۳
بوی خیری نشنیدیم از این همسفران
ز آن برندان وطنی که و تنه ماندیم ۴
همه کس معترف قبله ابروی تو شد
ما ز بدبختی خود بر سر حاشا ماندیم ۵
کس ندانست که خاصیت گمنامی چیست
ما در این راه به همراهی عنقا ماندیم ۶
همه کس معتکف کوی فنا شد (صامت)
ما ز کوته نظری بر در دلها ماندیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰ - دوش با پیک خیالت گفتگویی داشتیم
گوهر بعدی:شماره ۶۲ - روزگاریست که ما طالب دیدار توئیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.