هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، جدایی و وصال سخن می‌گوید. او از ریا و بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و به دنبال آرامش و وصال است. در نهایت، امید به رسیدن سلام و پذیرفته شدن آن دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شمارهٔ ۷۰

در شهرت ریا شد عمرم تمام نیمی
باید به عشق و مستی گردد تمام نیمی

تا وصف دوست زین جمع گردد مرا میسر
سجده به دست نیمی صهبا به جام نمی

امشب ز الفت غیر پر خون نمود دل را
آن بی‌وفا نگارم تا شد ز شام نیمی

آخر ز سرگردانی آمد به مهربانی
شد از شب وصالش کارم به کام نیمی

آمد چو مژده وصل جان رفته بود از تن
بر تن دو باره آمد جان از پیام نیمی

از شکوه حدائی حرفی گذشت بر لب
نشنید و رفت درد از آن یک کلام نیمی

بر بود صبر یک جا از یک نشست و برخاست
اندر نشست نیمی و اندر قیام نیمی

او را ز وصل حاشا ما را ز هجر غوغا
کو مصلحی که گوید از هر کدام نیمی

قاصد رسان به جانان روزی سلام (صامت)
شاید قبول گردد زان یک سلام نیمی
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۹
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۱
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.