هوش مصنوعی:
این متن یک مرثیه غمانگیز درباره از دست دادن علیاکبر، فرزند امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. شاعر با بیان درد و اندوه خود، از جدایی از فرزند جوانش مینالد و به توصیف صحنههای دلخراش واقعه میپردازد. او از نبودن علیاکبر، غرق شدن در خون و ناتوانی در تسلی دادن به دیگران مانند مادر افسرده سخن میگوید.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین غمانگیز و توصیفهای شدید از صحنههای خشونتآمیز واقعه کربلا است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال نامناسب باشد. همچنین درک کامل مفاهیم عمیق مذهبی و تاریخی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۶۲ - خطاب امام(ع) باب عقاب
کجاست راکبت ای مرکب نکوسیما
علی اکبر من کرده در کجا ماوی ۱
جوان نو خط و فرزند نو رسم چو نشد
کجا به خاک مکان کرد و غرقه در خو نشد ۲
برون نیاوری از انتظار جان مرا
نمیدهی خبر اکبر جوان مرا ۳
مرا چرا ز علی اکبرم جدا کردی
جوان نو سفرم را چرا نیاوردی ۴
گمان نداشتم آنقدر بیوفا باشی
که بیسبب ز علیاکبرم جدا باشی ۵
برای چیست که زین تو واژگون گشته
ز پای تا بسرت از چه غرقه خون گشته ۶
ز شرم آب اگر اکبرم نیامده است
به برج خیمه ه انورم نیامده است ۷
بگو سکینهام ای نوجوان ز آب گذشت
دگر ز خواهش آب از دل کباب گذشت ۸
بیا علاج دل دردمند لیلا کن
ز گریه مادر افسرده را تسلی کن ۹
فلک ز کشتن اکبر فزوده داغم را
نموده کور اگر آسمان چراغم را ۱۰
مرا رسان ز برای خدا به بالینش
که وقت مرگ ببندم دو چشم حقبینش ۱۱
بهسوی خیمه رسانم قد رسایش را
کشم ز مهر سوی قبله دست و پایش را ۱۲
رسید وقت ز فاق یگانه فرزندم
به خیمه حجله شادی برای او بندم ۱۳
نموده است ز خون گلو خضابش را
به حجله رفته ببوسد دو دست بابش را ۱۴
ز بس که واقعه کربلا غمانگیز است
همیشه دیده (صامت) ز غصه خونریز است ۱۵
علی اکبر من کرده در کجا ماوی ۱
جوان نو خط و فرزند نو رسم چو نشد
کجا به خاک مکان کرد و غرقه در خو نشد ۲
برون نیاوری از انتظار جان مرا
نمیدهی خبر اکبر جوان مرا ۳
مرا چرا ز علی اکبرم جدا کردی
جوان نو سفرم را چرا نیاوردی ۴
گمان نداشتم آنقدر بیوفا باشی
که بیسبب ز علیاکبرم جدا باشی ۵
برای چیست که زین تو واژگون گشته
ز پای تا بسرت از چه غرقه خون گشته ۶
ز شرم آب اگر اکبرم نیامده است
به برج خیمه ه انورم نیامده است ۷
بگو سکینهام ای نوجوان ز آب گذشت
دگر ز خواهش آب از دل کباب گذشت ۸
بیا علاج دل دردمند لیلا کن
ز گریه مادر افسرده را تسلی کن ۹
فلک ز کشتن اکبر فزوده داغم را
نموده کور اگر آسمان چراغم را ۱۰
مرا رسان ز برای خدا به بالینش
که وقت مرگ ببندم دو چشم حقبینش ۱۱
بهسوی خیمه رسانم قد رسایش را
کشم ز مهر سوی قبله دست و پایش را ۱۲
رسید وقت ز فاق یگانه فرزندم
به خیمه حجله شادی برای او بندم ۱۳
نموده است ز خون گلو خضابش را
به حجله رفته ببوسد دو دست بابش را ۱۴
ز بس که واقعه کربلا غمانگیز است
همیشه دیده (صامت) ز غصه خونریز است ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۱ - زبان حال صدیقه صغرا(س)
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۳ - فی المرثیه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.