هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای عاشقانه و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که تمام ستمها و جفاها را تحمل کرده است. او عشق و علوّ همت خود را ستوده و مرگ در راه معشوق را سعادتی بزرگ میداند. همچنین، شاعر به مقام والای معشوق اشاره کرده و آن را با مقام پادشاهی مقایسه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۱۰ - مرا ز پیش براندی جفا همین باشد
مرا ز پیش براندی جفا همین باشد
نهایت ستم ای بیوفا همین باشد ۱
بدانچه شکر نکردم وصال روی ترا
گر انتقام نمانی جزا همین باشد ۲
نمی کند دل ما جز بور قد نو میل
علو همت مشتی گدا همین باشد ۳
نمی زنیم نفس جز به باد آن لب لعل
نشان ناز کی طبع ما همین باشد ۴
بر آستان تو مردن سعادتیست عظیم
از بخت خویش توقع مرا همین باشد ۵
کمال اگر ز گدایان حضرت اونی
مقام سلطنت پادشاه همین باشد ۶
نهایت ستم ای بیوفا همین باشد ۱
بدانچه شکر نکردم وصال روی ترا
گر انتقام نمانی جزا همین باشد ۲
نمی کند دل ما جز بور قد نو میل
علو همت مشتی گدا همین باشد ۳
نمی زنیم نفس جز به باد آن لب لعل
نشان ناز کی طبع ما همین باشد ۴
بر آستان تو مردن سعادتیست عظیم
از بخت خویش توقع مرا همین باشد ۵
کمال اگر ز گدایان حضرت اونی
مقام سلطنت پادشاه همین باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۹ - مرا دلیست که از بار بار میطلبد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۱ - مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.