هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و مفاهیم عرفانی مانند عشق، شراب و زهد می‌پردازد. شاعر از عشق و آرزوی دیدار معشوق سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند صوفی، زاهد و بهشت برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند شراب و صوفی نیاز به درک عمیق‌تری از ادبیات فارسی دارد.

شماره ۵۲۱ - مه طلعت ترا به تمامی غلام شد

مه طلعت ترا به تمامی غلام شد
در مطلع سخن سخن ما تمام شد ۱

در آرزوی روی تو بگذشت روز عمر
از چهره بر فروز چراغی که شام شد ۲

زلفت صبا کشید و نشد آگه آن دو چشم
صیاد خواب داشت که غافل ز دام شد ۳

بر خاک در حلال مکن خون عاشقان
صید کبوتران حرم چون حرام شد ۴

صوفی نشد بدور لبت خالی از شراب
خاک وجودش از چه صراحی و جام شد ۵

زاهد شده است در طمع باده بهشت
تنها به خدمتش که طمع نیز خام شد ۶

دیگر چه حاصل از لقب زاهدی کمال
ناموس چون برفت برندی و نام شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - مهر قیامتی را هرگز زوال باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - به من عید شد مبارک باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.