هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او به ستایش معشوق و زیباییهایش مانند زلف و قامت سروی میپردازد و از درد فراق و شوق وصال مینالد. همچنین، به موضوعاتی مانند عرفان و مرید و پیر اشاره میکند و تأکید دارد که تنها عاشقان حقیقی میتوانند این مفاهیم را درک کنند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۸۵ - از سودای سر زلف چو زنجیر
از سودای سر زلف چو زنجیر
شدم دیوانه من مجنون چه تدبیر ۱
مریدی قدر این معنی بداند
که روزی کرده باشد خدمت پیر ۲
از آن دارم هوای سرو قدت
که غیر از راستی زرق است و تزویر ۳
بود مأوای پیکان تو جانم
اگر بر دل زنی ز آن غمزه صد تیر ۴
اگر نقاش دیدی نقش رویت
کجا کردی دگر دعوی تصویر ۵
چو عود از آتش شوقت به آهنگ
گهی بم باشدم ناله گهی زیر ۶
بادام زلف تو مستی در افتاد
از پا افتاده ام از راه بر گیر ۷
کمال از وصل او در عیش میباش
بگو حاسد در این اندوه می میر ۸
شدم دیوانه من مجنون چه تدبیر ۱
مریدی قدر این معنی بداند
که روزی کرده باشد خدمت پیر ۲
از آن دارم هوای سرو قدت
که غیر از راستی زرق است و تزویر ۳
بود مأوای پیکان تو جانم
اگر بر دل زنی ز آن غمزه صد تیر ۴
اگر نقاش دیدی نقش رویت
کجا کردی دگر دعوی تصویر ۵
چو عود از آتش شوقت به آهنگ
گهی بم باشدم ناله گهی زیر ۶
بادام زلف تو مستی در افتاد
از پا افتاده ام از راه بر گیر ۷
کمال از وصل او در عیش میباش
بگو حاسد در این اندوه می میر ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۴ - دلی دارم ز چشمت ناتوانتر
گوهر بعدی:شماره ۵۸۶ - زهی چو کعبه ترا صد هزار سر بر در
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.