هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید، جایی که شاعر با وجود جفا و بلاهای معشوق، همچنان به او وفادار است و حتی مرگ را به شرط بقای معشوق میپذیرد. او معشوق را بالاتر از آفتاب میداند و عشق خود را بینظیر توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند پذیرش رنج و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۹۱ - مگر ترک جفا و بکن جفای دگر
مگر ترک جفا و بکن جفای دگر
که باشد از تو جفای دگر وفای دگر ۱
بلا فرستی و من باز بسته دل به امید
که از تو باز رسد بر سرم بلای دگر ۲
سری که داشم انداختم به پای تو حیف
که نیستم سر دیگر برای پای دگر ۳
گدایی از تو همین باشدم که نگذاری
که بر در تو رود غیر من گدای دگر ۴
دعای مردن من میکنی چه حاجت آن
بقای عمر تو بادا بکنه دعای دگر ۵
اگر چه نسبت رویت به آفتاب کنند
تو جای دیگری و آفتاب جای دگر ۶
کمال حسن طبیعت همین بود که مرا
ورای دیدن آن روی نیست رای دگر ۷
که باشد از تو جفای دگر وفای دگر ۱
بلا فرستی و من باز بسته دل به امید
که از تو باز رسد بر سرم بلای دگر ۲
سری که داشم انداختم به پای تو حیف
که نیستم سر دیگر برای پای دگر ۳
گدایی از تو همین باشدم که نگذاری
که بر در تو رود غیر من گدای دگر ۴
دعای مردن من میکنی چه حاجت آن
بقای عمر تو بادا بکنه دعای دگر ۵
اگر چه نسبت رویت به آفتاب کنند
تو جای دیگری و آفتاب جای دگر ۶
کمال حسن طبیعت همین بود که مرا
ورای دیدن آن روی نیست رای دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۰ - مرا گونی بمیر از من چه تقصیر
گوهر بعدی:شماره ۵۹۲ - من گریان چه کنم زآن مژه و غمزه حذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.