هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از فراق و آرزوی دیدار معشوق سخن می‌گوید. او از خواب و خیال وصال، نیاز به دیدن معشوق، و فداکاری در راه عشق صحبت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم زیبایی‌شناسی و عرفانی مانند صنع الهی و سوختن در آتش عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۶۷۱ - بی تو مرا خواب و خیال وصال

بی تو مرا خواب و خیال وصال
آن همه خوابست به چشم و خیال ۱

جانسوی بالای نو بیدله نرفت
مرغ به بالا نرود جز به بال ۲

حاجتم از روی نو یک دیدنست
دور محل نظرست و سؤال ۳

بر ورق گل قلم صنع را
خوشتر از آن نقطه نیفتاد خال ۴

سوختگان روی به آتش نهند
گر تو به جنت ننمائی جمال ۵

جان و سر و هرچه برم پیش تو
هیچ نگری ز من الأ ملال ۶

زلف تو خواهم به تفال گرفت
دال گرفتند مبارک به قال ۷

الامیه گفتم غزلی تا بری
بر گذر قافیه نام کمال ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - به زلف و خال تو کردی خون خویش سبیل
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - پری به حسن و لطافت نداشت با همه حال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.